اولین صفحهای که مشتری میبیند باید چه بگوید؟
کاربر باید خیلی سریع بفهمد چه چیزی میفروشد، این محصول برای چه کسی است و چرا باید درباره آن بیشتر بداند. تیتر، توضیح کوتاه، تصویر و قیمت باید نزدیک به هم باشند.
مزایا را به زبان نتیجه بنویسید
به جای فهرست طولانی از ویژگیهای فنی، توضیح دهید هر ویژگی چه فایدهای دارد. مثلاً به جای «پشتیبانی دارد» بنویسید «پس از خرید، برای راهنمایی و پیگیری از مسیر پشتیبانی استفاده میکنید».
برای چه کسی مناسب است؟
بخش «مناسب برای» یکی از بهترین ابزارهای کاهش تردید است. نوع کسبوکار، مرحله رشد و مسئلهای که محصول حل میکند را توضیح دهید و در صورت نامناسب بودن برای یک گروه، آن را نیز شفاف کنید.
قیمت و شرایط را بدون ابهام نمایش دهید
قیمت فعلی، در صورت وجود قیمت قبلی واقعی، و شرایط پشتیبانی باید کنار هم دیده شوند. از تخفیف صوری، فوریت جعلی یا ادعای غیرقابل اثبات استفاده نکنید.
اعتمادسازی با شواهد
نمونهکار واقعی، رضایت مشتری، تصویر خروجی و سابقه مرتبط از ادعاهای کلی قویترند. پرش مارت برای همین مسیر، بخش نمونهکارها و مقالات آموزشی را در اختیار کاربر قرار میدهد.
دعوت به اقدام واحد
در هر صفحه یک اقدام اصلی داشته باشید: خرید، ثبت درخواست یا دریافت مشاوره. وجود چند دکمه با اهمیت یکسان میتواند تمرکز را کاهش دهد.
پرسشهای قبل از خرید را پیشبینی کنید
از تاریخچه گفتوگوهای پشتیبانی استفاده کنید و سؤالهای پرتکرار را به صفحه منتقل کنید. هر سؤال پاسخدادهشده میتواند یک پیام تردید را قبل از تماس از بین ببرد.
مطالب آموزشی را نزدیک تصمیم قرار دهید
اگر کاربر هنوز آماده خرید نیست، یک مقاله مرتبط میتواند او را به مرحله بعد برساند. بهتر است لینک مقاله در همان موضوع باشد، نه یک مطلب عمومی نامرتبط.
پایان صفحه باید مسیر بعدی داشته باشد
در انتهای صفحه، محصولات مرتبط، مقالات مرتبط یا مسیر تماس را ارائه کنید. کاربر نباید بعد از مطالعه صفحه در بنبست قرار بگیرد.
پرسشهای متداول
آیا صفحه طولانی همیشه بهتر است؟
نه. صفحه باید به اندازهای کامل باشد که سؤالهای واقعی کاربر را پاسخ دهد. متن اضافه فقط برای طولانیتر کردن صفحه مفید نیست.
چرا توضیح کوتاه مهم است؟
چون بخشی از کاربران فقط همین بخش را میخوانند و سپس تصمیم میگیرند بیشتر بررسی کنند یا صفحه را ترک کنند.